تا حالا شده یه تماس تلفنی از کسی داشته باشی که داره سعی میکنه چیزی بهت بفروشه؟ کسی که تا حالا حتی باهاش صحبت نکردی، ولی یهو میبینی پشت خطه و داره ازت میخواد چیزی که میفروشه رو بخری و میگه که چقدر تو زندگیت تاثیر میذاره و برات ارزشمنده.
این تماسها همون تماسهای سرد (Cold Calling) معروفن و یه نمونه از بازاریابی برونگرا یا Outbound Marketing هستن. بازاریابی Outbound یعنی هر نوع بازاریابی که توش کسب وکار به طور مستقیم میاد سراغ مشتریهای احتمالی. این نوع بازاریابی خیلی متداول هست و برعکس بازاریابی درونگرا یا Inbound Marketing کار میکنه. تو بازاریابی Inbound، کسب وکار محتوا تولید میکنه تا مشتریها خودشون بیان سراغش.
یه کسب وکار میتونه از هر دو نوع بازاریابی (Inbound و Outbound) استفاده کنه یا فقط یکی رو انتخاب کنه؛ بستگی به نوع کسب وکار و استراتژی بازاریابیش داره. هر کدوم از این روشها مزایا و معایب خودشون رو دارن و خوبه که بدونی تا بتونی بهترین استراتژی رو برای کسب وکار خودت بسازی.
حالا Outbound Marketing چیه و چطور میتونی بفهمی که به درد کسب وکار تو میخوره یا نه؟ تو این مقاله بیشتر با مفهوم بازاریابی Outbound، مثال هاش و تفاوتش با بازاریابی Inbound آشنا میشی.
بازاریابی برونگرا (Outbound Marketing) یعنی وقتی خودت دست به کار میشی و به مشتریهای احتمالی زنگ میزنی تا محصولات یا خدماتت رو بهشون معرفی کنی. تو این روش، سعی میکنی توجه اونا رو جلب کنی و کاری کنی که ازت خرید کنن.
مثلاً فکر کن یه تبلیغ سرچ مثل اون چیزی که شرکت Betterment انجام میده:

این نوع بازاریابی رو بهش میگن Push Marketing چون به جای اینکه منتظر بمونی مشتریها خودشون بیان سراغت، خودت میری دنبالشون.
این روش دقیقاً برعکس بازاریابی درونگرا یا همون Pull Marketing هست که توش، با تولید محتوا مشتریها رو به سمت خودت جذب میکنی.
بازاریابی Outbound معمولاً شامل روشهای سنتیتر بازاریابی میشه. بعضی از مثال هاش اینها هستن:
تو همه ی این مثال ها، کسب وکار خودش میره سمت مشتری. بازاریابی Outbound یه ارتباط یک طرفه هست که هدفش اینه مشتریهای احتمالی رو به خرید ازت علاقه مند کنه.
برای تبلیغ کسب وکارت، روشهای مختلفی تو بازاریابی برونگرا وجود داره که میتونی استفاده کنی. مثل این موارد:
Cold Email همون ایمیلیه که به کسی میفرستی بدون اینکه قبلاً باهاش تماسی داشته باشی. یعنی به جای اینکه ازش بخوای وارد لیست ایمیل هات بشه و بعد براش ایمیل بفرستی، مستقیم بهش ایمیل میزنی، حتی اگه هیچ شناختی از برندت نداشته باشه. اما اگه درست انجامش بدی، ایمیل سرد میتونه یه روش عالی برای رسیدن به مشتریهای جدید و تبلیغ کسب وکارت باشه. این نوع ایمیلها میتونن یه راه خوب برای شروع مکالمه با یه مشتری احتمالی باشن که شاید به تنهایی هیچ وقت کسب وکارت رو پیدا نمیکرد.
نمایشگاههای تجاری یه فرصت عالی برای کسب وکارها هستن تا محصولات یا خدماتشون رو به نمایش بذارن. این نمایشگاهها کمک میکنن به مشتریهای جدید دست پیدا کنی و توجه بیشتری به برندت جلب کنی. تو یه نمایشگاه تجاری، میتونی تو مدت کوتاهی کسب وکارت رو به تعداد زیادی از مردم معرفی کنی و اونا رو به برندت علاقه مند کنی.
تبلیغات در شبکههای اجتماعی شامل تبلیغاتی میشه که تو پلتفرمهای مختلف مثل اینستاگرام، توییتر و تیک تاک نمایش داده میشن. این تبلیغات راهی فوق العاده برای رسیدن به مخاطب هدف و تبدیل کردنشون به مشتری هست. اما برخلاف بازاریابی درونگرا که توش سعی میکنی با مخاطبها گفتگو کنی، تو تبلیغات شبکههای اجتماعی فقط تمرکز روی معرفی یه محصول یا خدمت به مشتریهای احتمالیه.
می خوای تو بازاریابی برونگرا سرمایه گذاری کنی؟ قبلش حتماً باید بدونی که وارد چه مسیری میشی و چه چیزایی در انتظارته.
اینا هم چند تا از خوبیهای بازاریابی برونگرا هستن:
حالا نگاهی هم به چند تا از نقطه ضعفهای بازاریابی برونگرا بندازیم:
برای اینکه بازاریابی برونگرا رو کامل درک کنی، بهتره اول با بازاریابی درونگرا هم آشنا بشی. بازاریابی درونگرا به استراتژی هایی گفته میشه که هدفشون افزایش آگاهی از برند و جذب مشتریهای احتمالی به سمت برند هست. تفاوت بین این دو نوع بازاریابی مهمه چون بهت کمک میکنه بهترین روش رو برای کسب وکارت انتخاب کنی.

حالا بیا نگاهی به تفاوتهای اصلی این دو نوع بازاریابی بندازیم:
همون طور که متوجه شدی بازاریابی درونگرا یکی از بهترین روشهای جذب مشتریها و ساختن ارتباطهای قوی با اوناست. برعکس بازاریابی برونگرا که توش کسب وکار مستقیم به مشتریها نزدیک میشه، تو بازاریابی درونگرا تو محتواهایی تولید میکنی که مشتریهای احتمالی خودشون به سمتت بیان. اگه به فکر شروع این نوع بازاریابی هستی، اینجا چند مرحله مهم و کاربردی رو برات میگم تا بتونی درست و اصولی شروع کنی.
اولین و شاید مهمترین قدم تو بازاریابی درونگرا اینه که دقیقاً بدونی مخاطب هدفت کیه. این مخاطبها همون کسایی هستن که دوست داری به سایتت بیان، محتوای تو رو بخونن و در نهایت به مشتری هات تبدیل بشن.
حالا چطوری میتونی اونا رو بشناسی؟ اول از همه، باید اطلاعات جمع آوری کنی؛ مثلاً سن، جنسیت، شغل، علاقه ها، و حتی اینکه بیشتر از چه نوع محتواهایی خوششون میاد. هر چی شناختت از مخاطب بیشتر باشه، راحتتر میتونی محتوایی تولید کنی که دقیقاً به نیازها و سوال هاشون جواب بده.
فکر کن میخوای یه رستوران راه بندازی و بدونی که مشتری هات بیشتر چه غذاهایی دوست دارن، تا بتونی همون غذاها رو بهشون پیشنهاد بدی.
حالا که فهمیدی مخاطب هات چه کسایی هستن، باید بفهمی به چه موضوعاتی علاقه دارن. اینجاست که ایده پردازی برای تولید محتوا وارد عمل میشه. هدف اینه که موضوعاتی رو پیدا کنی که برای مخاطب هات جذاب و مفید باشه.
برای پیدا کردن این موضوعات میتونی از روشهای مختلف استفاده کنی، مثل پرسیدن از مخاطب ها، دیدن سوالاتی که تو شبکههای اجتماعی میپرسن، یا حتی سرچ کردن کلماتی که به کسب وکارت مربوط میشه. مهم اینه که محتوایی که تولید میکنی هم به کسب وکار تو مرتبط باشه و هم به نیازهای مخاطب جواب بده.
بعد از ایده پردازی و پیدا کردن موضوعات، حالا وقتشه محتوای وب سایتت رو تولید کنی. اما فقط تولید محتوا کافی نیست! باید مطمئن بشی که این محتوا تو سرچ گوگل به راحتی پیدا بشه. اینجاست که بحث بهینه سازی برای موتورهای جستجو (SEO) مطرح میشه.
برای اینکه محتوای سایتت بهتر دیده بشه، چند تا نکته مهم رو رعایت کن:
حتی اگه محتوای سایتت خیلی خوب بهینه شده باشه، باز هم برای موفقیت باید از تکنیکهای دیگه سئو استفاده کنی. مثلاً باید مطمئن بشی سایتت از نظر فنی سالمه و اعتبار خوبی داره.
یکی از مهمترین نکات تو این زمینه، سرعت بارگذاری سایت هست. اگه سایتت خیلی کند باشه، نه تنها کاربران کلافه میشن، بلکه گوگل هم رتبه خوبی بهت نمیده. میتونی با کمک یه توسعه دهنده حرفه ای، سایتت رو سریعتر کنی. این کار ممکنه شامل فشرده سازی عکس ها، کم کردن کدهای اضافی و استفاده از کش مرورگر باشه.
اگه میخوای محتوای سایتت تو گوگل رتبه بهتری بگیره، حتماً نگاهی به مقاله مون با عنوان "سئو محتوا چیست؟ (38 نکته طلایی برای بهبود رتبه بندی محتوا)" بنداز. کلی نکته خفن و کاربردی توش پیدا میکنی که بهت کمک میکنه تو گوگل دیده بشی! 😉
شبکههای اجتماعی یکی از بهترین راهها برای ارتباط با مخاطب هاته. چون بیشتر مردم وقت زیادی رو تو این پلتفرمها میگذرونن.
حالا سوال اینجاست: از کدوم شبکه اجتماعی استفاده کنی؟ جواب این سوال بستگی به این داره که مخاطب هات بیشتر تو کدوم پلتفرمها فعالن. مثلاً اگه بیشتر مخاطب هات تو اینستاگرام و تیک تاک وقت میگذرونن، این دو پلتفرم بهترین جا برای تبلیغات و ارتباط باهاشون هست.
استفاده از شبکههای اجتماعی بهت کمک میکنه که نه تنها برندت رو بیشتر به نمایش بذاری، بلکه با مخاطب هات تعامل هم داشته باشی. این تعامل باعث میشه اعتماد بیشتری بین تو و مشتری هات به وجود بیاد و راحتتر به برندت علاقه مند بشن.
شروع بازاریابی درونگرا یه فرآیند هیجان انگیزه، اما باید با استراتژی جلو بری. شناخت مخاطب، تولید محتوای بهینه، استفاده از تکنیکهای سئو و شبکههای اجتماعی همگی بخشهای مهم این فرآیند هستن. اگه این مراحل رو درست انجام بدی، نه تنها مشتریهای بیشتری به سمتت میان، بلکه باهاشون ارتباط قویتری هم برقرار میکنی.
اگه میخوای با دنیای دیجیتال مارکتینگ بیشتر آشنا بشی و بفهمی چطوری میتونی کسب وکارت رو تو این فضا رشد بدی، حتماً مقاله دیجیتال مارکتینگ چیست؟ رو بخون. همه چیز رو از پایه تا پیشرفته برات توضیح دادیم!

بازاریابی برونگرا (Outbound Marketing) به استراتژی هایی گفته میشه که کسب وکار به طور مستقیم به سمت مشتریها میره و سعی میکنه توجه اونها رو جلب کنه. مثالهای رایجش شامل تبلیغات تلویزیونی، ایمیل سرد، تماس سرد و تبلیغات شبکههای اجتماعی میشه.
تفاوت اصلی اینه که تو بازاریابی برونگرا، برند به سراغ مشتریها میره و پیام خودش رو به اونها میرسونه. در مقابل، بازاریابی درونگرا (Inbound Marketing) تمرکز بر تولید محتوا داره تا مشتریها خودشون به سمت برند جذب بشن.
بله، بازاریابی برونگرا همچنان مؤثره، به خصوص برای کسب وکارهایی که دنبال جذب سریع مشتری هستن. با این حال، باید به درستی انجام بشه و روش هایی که برای مخاطب مزاحمت ایجاد میکنه مثل تماسهای سرد، با دقت بیشتری مدیریت بشه.
هزینهها بستگی به نوع رسانه و استراتژی ای داره که استفاده میکنی. تبلیغات تلویزیونی یا رادیویی هزینههای بیشتری دارن، در حالی که ایمیل مارکتینگ یا تماسهای سرد معمولاً به بودجه کمتری نیاز دارن. اما به طور کلی، بازاریابی برونگرا میتونه نسبت به روشهای درونگرا پرهزینهتر باشه.
اگه هدف تو اینه که تو مدت زمان کوتاهی به تعداد زیادی از مخاطبها دسترسی پیدا کنی و فوراً نتیجه بگیری، بازاریابی برونگرا میتونه انتخاب بهتری باشه. برای کسب وکارهای جدید یا اون هایی که وارد بازارهای تازه میشن، این روش میتونه بسیار کارآمد باشه.
قطعاً! خیلی از کسب وکارهای موفق از ترکیب هر دو نوع بازاریابی استفاده میکنن تا هم به صورت فعالانه مشتری جذب کنن و هم محتوایی تولید کنن که مخاطبها خودشون جذب برند بشن. این ترکیب به بهبود ارتباطات و افزایش مشتریهای وفادار کمک میکنه.
برای افزایش اثرگذاری بازاریابی برونگرا، باید پیامهای تبلیغاتیت رو جذاب، مختصر و متناسب با نیازهای مخاطبها طراحی کنی. همچنین، تبلیغاتت باید تو کانال هایی باشه که مخاطب هدف تو بیشتر توش فعاله، مثل شبکههای اجتماعی یا تلویزیون.
یکی از معایب بازاریابی برونگرا اینه که بعضی روشها مثل تماسهای سرد یا ایمیلهای ناخواسته ممکنه برای مخاطبها آزاردهنده باشه. همچنین، هزینههای بالا و بازدهی کوتاه مدت میتونه از نقاط ضعف این روشها باشه.
برای فهمیدن اینکه آیا بازاریابی برونگرا به درد کسب وکارت میخوره یا نه، باید به نوع کسب وکارت، مخاطب هدفت و اهداف بازاریابیت نگاه کنی. اگه دنبال نتیجه گیری سریع هستی و بودجه کافی داری، این روش میتونه مفید باشه. ولی اگه میخوای یه استراتژی بلندمدت و کم هزینهتر داشته باشی، شاید بازاریابی درونگرا گزینه بهتری باشه.
بازاریابی یکی از مهمترین بخشهای هر کسب وکاریه، اما اینکه از کدوم مسیر برای بازاریابیت استفاده کنی به خودت بستگی داره. میتونی محتوا تو شبکههای اجتماعی تولید کنی و با مشتریها در ارتباط باشی، یا با تماس سرد به مشتریهای جدید محصولات و خدماتت رو معرفی کنی، یا حتی تبلیغات تلویزیونی و آنلاین داشته باشی. مهم اینه که بدونی کدوم استراتژی برای کسب وکارت بهتر جواب میده.
همیشه باید به این فکر کنی که بازاریابی، چه برونگرا باشه چه درونگرا، هم زمان بره و هم هزینه بر. پس انتخابت باید هوشمندانه باشه و بدونی که ارزشش رو داره. حالا که تفاوتهای بازاریابی برونگرا و درونگرا رو میدونی، راحتتر میتونی تصمیم بگیری کدومش به درد کسب وکارت میخوره.
دوره الفبای برنامه نویسی با هدف انتخاب زبان برنامه نویسی مناسب برای شما و پاسخگویی به سوالات متداول در شروع یادگیری موقتا رایگان شد: