۰ دیدگاه نظر سحر پاشائی
بازاریابی برونگرا چیست؟ (مقایسه Outbound Marketing و Inbound Marketing)
سرفصل‌های مقاله
  • بازاریابی برونگرا چیه؟
  • نمونه هایی از بازاریابی برونگرا
  • استراتژی‌های بازاریابی برونگرا
  • مزایا و معایب بازاریابی برونگرا
  • چطور بازاریابی درونگرا رو شروع کنیم؟
  • سوالات متداول
  • جمع بندی

تا حالا شده یه تماس تلفنی از کسی داشته باشی که داره سعی می‌کنه چیزی بهت بفروشه؟ کسی که تا حالا حتی باهاش صحبت نکردی، ولی یهو می‌بینی پشت خطه و داره ازت می‌خواد چیزی که می‌فروشه رو بخری و می‌گه که چقدر تو زندگیت تاثیر می‌ذاره و برات ارزشمنده.

این تماس‌ها همون تماس‌های سرد (Cold Calling) معروفن و یه نمونه از بازاریابی برونگرا یا Outbound Marketing هستن. بازاریابی Outbound یعنی هر نوع بازاریابی که توش کسب وکار به طور مستقیم میاد سراغ مشتری‌های احتمالی. این نوع بازاریابی خیلی متداول هست و برعکس بازاریابی درونگرا یا Inbound Marketing کار می‌کنه. تو بازاریابی Inbound، کسب وکار محتوا تولید می‌کنه تا مشتری‌ها خودشون بیان سراغش.

یه کسب وکار می‌تونه از هر دو نوع بازاریابی (Inbound و Outbound) استفاده کنه یا فقط یکی رو انتخاب کنه؛ بستگی به نوع کسب وکار و استراتژی بازاریابیش داره. هر کدوم از این روش‌ها مزایا و معایب خودشون رو دارن و خوبه که بدونی تا بتونی بهترین استراتژی رو برای کسب وکار خودت بسازی.

حالا Outbound Marketing چیه و چطور می‌تونی بفهمی که به درد کسب وکار تو می‌خوره یا نه؟ تو این مقاله بیشتر با مفهوم بازاریابی Outbound، مثال هاش و تفاوتش با بازاریابی Inbound آشنا می‌شی.

بازاریابی برونگرا چیه؟

بازاریابی برونگرا (Outbound Marketing) یعنی وقتی خودت دست به کار می‌شی و به مشتری‌های احتمالی زنگ می‌زنی تا محصولات یا خدماتت رو بهشون معرفی کنی. تو این روش، سعی می‌کنی توجه اونا رو جلب کنی و کاری کنی که ازت خرید کنن.

مثلاً فکر کن یه تبلیغ سرچ مثل اون چیزی که شرکت Betterment انجام می‌ده:

Outbound Marketing Example

این نوع بازاریابی رو بهش می‌گن Push Marketing چون به جای اینکه منتظر بمونی مشتری‌ها خودشون بیان سراغت، خودت میری دنبالشون.

این روش دقیقاً برعکس بازاریابی درونگرا یا همون Pull Marketing هست که توش، با تولید محتوا مشتری‌ها رو به سمت خودت جذب می‌کنی.

نمونه هایی از بازاریابی برونگرا

بازاریابی Outbound معمولاً شامل روش‌های سنتی‌تر بازاریابی می‌شه. بعضی از مثال هاش این‌ها هستن:

  • تبلیغات تلویزیونی
  • تبلیغات رادیویی
  • تماس‌های سرد (Cold Calling)
  • ایمیل‌های سرد (Cold Emailing)
  • اطلاعیه‌های مطبوعاتی
  • نمایشگاه‌های تجاری
  • سمینارها
  • اسپم‌های ایمیلی
  • خرید رسانه ای (Media Buys)

تو همه ی این مثال ها، کسب وکار خودش میره سمت مشتری. بازاریابی Outbound یه ارتباط یک طرفه هست که هدفش اینه مشتری‌های احتمالی رو به خرید ازت علاقه مند کنه.

استراتژی‌های بازاریابی برونگرا

برای تبلیغ کسب وکارت، روش‌های مختلفی تو بازاریابی برونگرا وجود داره که می‌تونی استفاده کنی. مثل این موارد:

ایمیل سرد (Cold Email)

Cold Email همون ایمیلیه که به کسی می‌فرستی بدون اینکه قبلاً باهاش تماسی داشته باشی. یعنی به جای اینکه ازش بخوای وارد لیست ایمیل هات بشه و بعد براش ایمیل بفرستی، مستقیم بهش ایمیل می‌زنی، حتی اگه هیچ شناختی از برندت نداشته باشه. اما اگه درست انجامش بدی، ایمیل سرد می‌تونه یه روش عالی برای رسیدن به مشتری‌های جدید و تبلیغ کسب وکارت باشه. این نوع ایمیل‌ها می‌تونن یه راه خوب برای شروع مکالمه با یه مشتری احتمالی باشن که شاید به تنهایی هیچ وقت کسب وکارت رو پیدا نمی‌کرد.

نمایشگاه‌های تجاری (Trade Shows)

نمایشگاه‌های تجاری یه فرصت عالی برای کسب وکارها هستن تا محصولات یا خدماتشون رو به نمایش بذارن. این نمایشگاه‌ها کمک می‌کنن به مشتری‌های جدید دست پیدا کنی و توجه بیشتری به برندت جلب کنی. تو یه نمایشگاه تجاری، می‌تونی تو مدت کوتاهی کسب وکارت رو به تعداد زیادی از مردم معرفی کنی و اونا رو به برندت علاقه مند کنی.

تبلیغات در شبکه‌های اجتماعی

تبلیغات در شبکه‌های اجتماعی شامل تبلیغاتی می‌شه که تو پلتفرم‌های مختلف مثل اینستاگرام، توییتر و تیک تاک نمایش داده می‌شن. این تبلیغات راهی فوق العاده برای رسیدن به مخاطب هدف و تبدیل کردنشون به مشتری هست. اما برخلاف بازاریابی درونگرا که توش سعی می‌کنی با مخاطب‌ها گفتگو کنی، تو تبلیغات شبکه‌های اجتماعی فقط تمرکز روی معرفی یه محصول یا خدمت به مشتری‌های احتمالیه.

مزایا و معایب بازاریابی برونگرا

می خوای تو بازاریابی برونگرا سرمایه گذاری کنی؟ قبلش حتماً باید بدونی که وارد چه مسیری می‌شی و چه چیزایی در انتظارته.

مزایای Outbound Marketing

اینا هم چند تا از خوبی‌های بازاریابی برونگرا هستن:

  • دسترسی گسترده: با استفاده از روش‌های بازاریابی برونگرا می‌تونی تو مدت کوتاهی به یه جمعیت بزرگ دسترسی پیدا کنی. این روش برای کسب وکارهای تازه کار یا اون هایی که دارن وارد بازار جدیدی می‌شن، خیلی مفیده.
  • اثرگذاری سریع: بازاریابی برونگرا می‌تونه به سرعت برات سرنخ‌های فروش و مشتری‌های جدید ایجاد کنه و یه تقویت فوری به کسب وکارت بده.
  • شناخت برند: اگه به صورت مستمر از این روش‌ها استفاده کنی، می‌تونی شناخت و به یاد موندن برندت رو تو ذهن مشتری‌ها بیشتر کنی.

معایب Outbound Marketing

حالا نگاهی هم به چند تا از نقطه ضعف‌های بازاریابی برونگرا بندازیم:

  • طبیعت مزاحم: تاکتیک هایی مثل تماس‌های سرد یا ایمیل‌های ناخواسته ممکنه برای مخاطب‌ها آزاردهنده باشن و حس بدی ایجاد کنن.
  • هزینه بالا: این روش‌ها می‌تونن گرون باشن، به ویژه اگه تبلیغات تلویزیونی یا رادیویی رو انتخاب کنی.
  • درگیری پایین: معمولاً بازاریابی برونگرا از سمت مخاطب‌ها خیلی واکنش فعال نمی‌گیره و ممکنه اونقدری که انتظار داری، اثرگذار نباشه.
  • نتایج کوتاه مدت: نتایج این نوع بازاریابی معمولاً محدود به زمانی هست که کمپین‌ها در جریانه و بعد از تموم شدن، اثرش هم ممکنه سریع تموم بشه.

بازاریابی درونگرا (Inbound) در مقابل بازاریابی برونگرا (Outbound)

برای اینکه بازاریابی برونگرا رو کامل درک کنی، بهتره اول با بازاریابی درونگرا هم آشنا بشی. بازاریابی درونگرا به استراتژی هایی گفته می‌شه که هدفشون افزایش آگاهی از برند و جذب مشتری‌های احتمالی به سمت برند هست. تفاوت بین این دو نوع بازاریابی مهمه چون بهت کمک می‌کنه بهترین روش رو برای کسب وکارت انتخاب کنی.

 Outbound Marketing vs Inbound Marketing

حالا بیا نگاهی به تفاوت‌های اصلی این دو نوع بازاریابی بندازیم:

بازاریابی درونگرا (Inbound Marketing)

  • دسترسی آزادتر: تو بازاریابی درونگرا، قوانین و محدودیت‌های خاصی وجود نداره. هدف اینه که محتوایی تولید کنی که مخاطب هدفت رو جذب کنه. اینجا دستت خیلی بازه که از روش‌های مختلفی مثل ایمیل مارکتینگ، کمپین‌های شبکه‌های اجتماعی یا پست‌های وبلاگی استفاده کنی.
  • جذب مشتری با علاقه: تو بازاریابی درونگرا، استراتژی‌ها طوری طراحی شدن که مشتری‌ها خودشون با علاقه بیان سمت برندت. یعنی به جای اینکه پیام هات رو به افرادی بفرستی که شاید اصلاً به برندت علاقه ای نداشته باشن، رو مخاطب هایی تمرکز می‌کنی که از قبل علاقه مند هستن.
  • ارتباط دوطرفه: یکی از بزرگ‌ترین تفاوت‌های بازاریابی درونگرا با برونگرا اینه که تو درونگرا ارتباط دوطرفه ست. مثلاً وقتی برندت رو تو شبکه‌های اجتماعی تبلیغ می‌کنی، داری با مشتری‌ها صحبت می‌کنی و ازشون بازخورد می‌گیری. اینطوری رابطه ای باهاشون می‌سازی و می‌تونی محتوایی ارائه بدی که مخصوص نیازهای مختلف مشتری هات باشه.
  • مشتری محور: تو بازاریابی درونگرا، تمرکز روی نیازهای مشتری هاست. یعنی وقتی کمپین بازاریابی طراحی می‌کنی، مشتری هات رو در نظر می‌گیری و محصولاتی ایجاد می‌کنی که مشکلاتشون رو حل کنه. مثلاً می‌تونی محتوایی تو شبکه‌های اجتماعی بسازی که به نیازهای مخاطبت پاسخ بده و برندت رو به عنوان راه حل معرفی کنه.

بازاریابی برونگرا (Outbound Marketing)

  • قطع کردن مسیر مشتری: بر خلاف بازاریابی درونگرا که محتوا طبیعی در زندگی مخاطب قرار می‌گیره، بازاریابی برونگرا کمی مزاحم تره. مثلاً وقتی تو تماس سرد (Cold Calling) می‌گیری، ممکنه اصلاً به اینکه مشتری چه زمانی وقت داره فکر نکنی و شاید وقتی تماس بگیری که اصلاً حال یا وقت صحبت کردن نداشته باشه.
  • فشار به مشتری برای خرید: هدف بازاریابی برونگرا اینه که پیام هات رو به مشتری‌های احتمالی فشار بدی، به جای اینکه اونا رو با علاقه به سمت خودت جذب کنی. این روش اگه درست انجام نشه، می‌تونه کمی فروش محور و حتی تهاجمی به نظر بیاد. بازاریابی برونگرا فعال تره، یعنی تو خودت دنبال سرنخ‌های فروش میری، در حالی که در بازاریابی درونگرا، بیشتر روی جذب مشتری و صبر کردن تمرکز داری.
  • ارتباط یک طرفه: تو بازاریابی برونگرا معمولاً مشتری‌ها در نظر گرفته نمی‌شن و به همین خاطر، ارتباط یک طرفه ست. فروشنده‌ها بیشتر کنترل گفتگو رو در دست دارن و بر اساس شرایط، حرف هاشون رو تغییر می‌دن.
  • بازاریابی از سمت فروشنده: بر خلاف بازاریابی درونگرا که مشتری محوره، بازاریابی برونگرا بیشتر بر اساس اطلاعات بازار و پیش بینی روندهای آینده هست. تو این روش کمتر روی نیازهای مشتری تمرکز می‌کنی و بیشتر به دنبال تطبیق محصولات یا خدمات با روندهای بازار هستی.

چطور بازاریابی درونگرا رو شروع کنیم؟

همون طور که متوجه شدی بازاریابی درونگرا یکی از بهترین روش‌های جذب مشتری‌ها و ساختن ارتباط‌های قوی با اوناست. برعکس بازاریابی برونگرا که توش کسب وکار مستقیم به مشتری‌ها نزدیک می‌شه، تو بازاریابی درونگرا تو محتواهایی تولید می‌کنی که مشتری‌های احتمالی خودشون به سمتت بیان. اگه به فکر شروع این نوع بازاریابی هستی، اینجا چند مرحله مهم و کاربردی رو برات می‌گم تا بتونی درست و اصولی شروع کنی.

۱. شناخت مخاطب هدف

اولین و شاید مهم‌ترین قدم تو بازاریابی درونگرا اینه که دقیقاً بدونی مخاطب هدفت کیه. این مخاطب‌ها همون کسایی هستن که دوست داری به سایتت بیان، محتوای تو رو بخونن و در نهایت به مشتری هات تبدیل بشن.

حالا چطوری می‌تونی اونا رو بشناسی؟ اول از همه، باید اطلاعات جمع آوری کنی؛ مثلاً سن، جنسیت، شغل، علاقه ها، و حتی اینکه بیشتر از چه نوع محتواهایی خوششون میاد. هر چی شناختت از مخاطب بیشتر باشه، راحت‌تر می‌تونی محتوایی تولید کنی که دقیقاً به نیازها و سوال هاشون جواب بده.

فکر کن می‌خوای یه رستوران راه بندازی و بدونی که مشتری هات بیشتر چه غذاهایی دوست دارن، تا بتونی همون غذاها رو بهشون پیشنهاد بدی.

۲. ایده پردازی برای تولید محتوای مرتبط

حالا که فهمیدی مخاطب هات چه کسایی هستن، باید بفهمی به چه موضوعاتی علاقه دارن. اینجاست که ایده پردازی برای تولید محتوا وارد عمل می‌شه. هدف اینه که موضوعاتی رو پیدا کنی که برای مخاطب هات جذاب و مفید باشه.

برای پیدا کردن این موضوعات می‌تونی از روش‌های مختلف استفاده کنی، مثل پرسیدن از مخاطب ها، دیدن سوالاتی که تو شبکه‌های اجتماعی می‌پرسن، یا حتی سرچ کردن کلماتی که به کسب وکارت مربوط می‌شه. مهم اینه که محتوایی که تولید می‌کنی هم به کسب وکار تو مرتبط باشه و هم به نیازهای مخاطب جواب بده.

۳. تولید محتوای بهینه شده برای وب سایت

بعد از ایده پردازی و پیدا کردن موضوعات، حالا وقتشه محتوای وب سایتت رو تولید کنی. اما فقط تولید محتوا کافی نیست! باید مطمئن بشی که این محتوا تو سرچ گوگل به راحتی پیدا بشه. اینجاست که بحث بهینه سازی برای موتورهای جستجو (SEO) مطرح می‌شه.

برای اینکه محتوای سایتت بهتر دیده بشه، چند تا نکته مهم رو رعایت کن:

  • استفاده از کلمات کلیدی مرتبط: کلمات کلیدی همون کلمات یا عباراتی هستن که مخاطب‌ها تو گوگل سرچ می‌کنن. سعی کن این کلمات رو تو عنوان، تیترها و متن اصلی استفاده کنی تا گوگل بهتر بفهمه محتوای تو در مورد چیه.
  • بهینه سازی عنوان و توضیحات متا: عنوان‌ها و توضیحات متا همون چیزهایی هستن که وقتی کسی چیزی تو گوگل سرچ می‌کنه، تو نتایج می‌بینه. باید جذاب و مرتبط باشن و حتماً کلمه کلیدی اصلی رو داشته باشن تا کلیک بیشتری بگیری.
  • استفاده از لینک‌های داخلی: لینک های داخلی همون لینک هایی هستن که مخاطب رو از یه صفحه سایتت به صفحه‌های دیگه هدایت می‌کنه. این کار به گوگل کمک می‌کنه که بفهمه سایتت چطوری به هم وصل شده و محتوای دیگت هم شانس بیشتری برای دیده شدن داره.

۴. استفاده از تاکتیک‌های اضافه سئو

حتی اگه محتوای سایتت خیلی خوب بهینه شده باشه، باز هم برای موفقیت باید از تکنیک‌های دیگه سئو استفاده کنی. مثلاً باید مطمئن بشی سایتت از نظر فنی سالمه و اعتبار خوبی داره.

یکی از مهم‌ترین نکات تو این زمینه، سرعت بارگذاری سایت هست. اگه سایتت خیلی کند باشه، نه تنها کاربران کلافه می‌شن، بلکه گوگل هم رتبه خوبی بهت نمی‌ده. می‌تونی با کمک یه توسعه دهنده حرفه ای، سایتت رو سریع‌تر کنی. این کار ممکنه شامل فشرده سازی عکس ها، کم کردن کدهای اضافی و استفاده از کش مرورگر باشه.

اگه می‌خوای محتوای سایتت تو گوگل رتبه بهتری بگیره، حتماً نگاهی به مقاله مون با عنوان "سئو محتوا چیست؟ (38 نکته طلایی برای بهبود رتبه بندی محتوا)" بنداز. کلی نکته خفن و کاربردی توش پیدا می‌کنی که بهت کمک می‌کنه تو گوگل دیده بشی! 😉

۵. استفاده از شبکه‌های اجتماعی

شبکه‌های اجتماعی یکی از بهترین راه‌ها برای ارتباط با مخاطب هاته. چون بیشتر مردم وقت زیادی رو تو این پلتفرم‌ها می‌گذرونن.

حالا سوال اینجاست: از کدوم شبکه اجتماعی استفاده کنی؟ جواب این سوال بستگی به این داره که مخاطب هات بیشتر تو کدوم پلتفرم‌ها فعالن. مثلاً اگه بیشتر مخاطب هات تو اینستاگرام و تیک تاک وقت می‌گذرونن، این دو پلتفرم بهترین جا برای تبلیغات و ارتباط باهاشون هست.

استفاده از شبکه‌های اجتماعی بهت کمک می‌کنه که نه تنها برندت رو بیشتر به نمایش بذاری، بلکه با مخاطب هات تعامل هم داشته باشی. این تعامل باعث می‌شه اعتماد بیشتری بین تو و مشتری هات به وجود بیاد و راحت‌تر به برندت علاقه مند بشن.

شروع بازاریابی درونگرا یه فرآیند هیجان انگیزه، اما باید با استراتژی جلو بری. شناخت مخاطب، تولید محتوای بهینه، استفاده از تکنیک‌های سئو و شبکه‌های اجتماعی همگی بخش‌های مهم این فرآیند هستن. اگه این مراحل رو درست انجام بدی، نه تنها مشتری‌های بیشتری به سمتت میان، بلکه باهاشون ارتباط قوی‌تری هم برقرار می‌کنی.

اگه می‌خوای با دنیای دیجیتال مارکتینگ بیشتر آشنا بشی و بفهمی چطوری می‌تونی کسب وکارت رو تو این فضا رشد بدی، حتماً مقاله دیجیتال مارکتینگ چیست؟ رو بخون. همه چیز رو از پایه تا پیشرفته برات توضیح دادیم!

سوالات متداول

 Outbound Marketing FAQ

۱. بازاریابی برونگرا چیست؟

بازاریابی برونگرا (Outbound Marketing) به استراتژی هایی گفته می‌شه که کسب وکار به طور مستقیم به سمت مشتری‌ها می‌ره و سعی می‌کنه توجه اون‌ها رو جلب کنه. مثال‌های رایجش شامل تبلیغات تلویزیونی، ایمیل سرد، تماس سرد و تبلیغات شبکه‌های اجتماعی می‌شه.

۲. چه تفاوتی بین بازاریابی برونگرا و درونگرا وجود داره؟

تفاوت اصلی اینه که تو بازاریابی برونگرا، برند به سراغ مشتری‌ها می‌ره و پیام خودش رو به اون‌ها می‌رسونه. در مقابل، بازاریابی درونگرا (Inbound Marketing) تمرکز بر تولید محتوا داره تا مشتری‌ها خودشون به سمت برند جذب بشن.

۳. آیا بازاریابی برونگرا هنوز کارایی داره؟

بله، بازاریابی برونگرا همچنان مؤثره، به خصوص برای کسب وکارهایی که دنبال جذب سریع مشتری هستن. با این حال، باید به درستی انجام بشه و روش هایی که برای مخاطب مزاحمت ایجاد می‌کنه مثل تماس‌های سرد، با دقت بیشتری مدیریت بشه.

۴. هزینه‌های بازاریابی برونگرا چقدر است؟

هزینه‌ها بستگی به نوع رسانه و استراتژی ای داره که استفاده می‌کنی. تبلیغات تلویزیونی یا رادیویی هزینه‌های بیشتری دارن، در حالی که ایمیل مارکتینگ یا تماس‌های سرد معمولاً به بودجه کمتری نیاز دارن. اما به طور کلی، بازاریابی برونگرا می‌تونه نسبت به روش‌های درونگرا پرهزینه‌تر باشه.

۵. چه زمانی بازاریابی برونگرا بهتر از بازاریابی درونگرا است؟

اگه هدف تو اینه که تو مدت زمان کوتاهی به تعداد زیادی از مخاطب‌ها دسترسی پیدا کنی و فوراً نتیجه بگیری، بازاریابی برونگرا می‌تونه انتخاب بهتری باشه. برای کسب وکارهای جدید یا اون هایی که وارد بازارهای تازه می‌شن، این روش می‌تونه بسیار کارآمد باشه.

۶. آیا می‌تونم از ترکیب بازاریابی برونگرا و درونگرا استفاده کنم؟

قطعاً! خیلی از کسب وکارهای موفق از ترکیب هر دو نوع بازاریابی استفاده می‌کنن تا هم به صورت فعالانه مشتری جذب کنن و هم محتوایی تولید کنن که مخاطب‌ها خودشون جذب برند بشن. این ترکیب به بهبود ارتباطات و افزایش مشتری‌های وفادار کمک می‌کنه.

۷. چطور می‌تونم اثرگذاری بازاریابی برونگرا رو بیشتر کنم؟

برای افزایش اثرگذاری بازاریابی برونگرا، باید پیام‌های تبلیغاتیت رو جذاب، مختصر و متناسب با نیازهای مخاطب‌ها طراحی کنی. همچنین، تبلیغاتت باید تو کانال هایی باشه که مخاطب هدف تو بیشتر توش فعاله، مثل شبکه‌های اجتماعی یا تلویزیون.

8. معایب بازاریابی برونگرا چیه؟

یکی از معایب بازاریابی برونگرا اینه که بعضی روش‌ها مثل تماس‌های سرد یا ایمیل‌های ناخواسته ممکنه برای مخاطب‌ها آزاردهنده باشه. همچنین، هزینه‌های بالا و بازدهی کوتاه مدت می‌تونه از نقاط ضعف این روش‌ها باشه.

9. چطور می‌تونم متوجه بشم که بازاریابی برونگرا برای کسب وکار من مناسب هست یا نه؟

برای فهمیدن اینکه آیا بازاریابی برونگرا به درد کسب وکارت می‌خوره یا نه، باید به نوع کسب وکارت، مخاطب هدفت و اهداف بازاریابیت نگاه کنی. اگه دنبال نتیجه گیری سریع هستی و بودجه کافی داری، این روش می‌تونه مفید باشه. ولی اگه می‌خوای یه استراتژی بلندمدت و کم هزینه‌تر داشته باشی، شاید بازاریابی درونگرا گزینه بهتری باشه.

جمع بندی

بازاریابی یکی از مهم‌ترین بخش‌های هر کسب وکاریه، اما اینکه از کدوم مسیر برای بازاریابیت استفاده کنی به خودت بستگی داره. می‌تونی محتوا تو شبکه‌های اجتماعی تولید کنی و با مشتری‌ها در ارتباط باشی، یا با تماس سرد به مشتری‌های جدید محصولات و خدماتت رو معرفی کنی، یا حتی تبلیغات تلویزیونی و آنلاین داشته باشی. مهم اینه که بدونی کدوم استراتژی برای کسب وکارت بهتر جواب می‌ده.

همیشه باید به این فکر کنی که بازاریابی، چه برونگرا باشه چه درونگرا، هم زمان بره و هم هزینه بر. پس انتخابت باید هوشمندانه باشه و بدونی که ارزشش رو داره. حالا که تفاوت‌های بازاریابی برونگرا و درونگرا رو می‌دونی، راحت‌تر می‌تونی تصمیم بگیری کدومش به درد کسب وکارت می‌خوره.

۰ دیدگاه
ما همه سوالات و دیدگاه‌ها رو می‌خونیم و پاسخ میدیم

دوره الفبای برنامه نویسی با هدف انتخاب زبان برنامه نویسی مناسب برای شما و پاسخگویی به سوالات متداول در شروع یادگیری موقتا رایگان شد:

۲۰۰ هزار تومان رایگان
دریافت دوره الفبای برنامه نویسی