همه میدونیم که تو دوره بعد از همه گیری کرونا، تحول دیجیتال با سرعت زیادی جلو رفته. طبق یه نظرسنجی که شرکت مک کینزی از ۸۰۰ مدیر اجرایی در سراسر دنیا انجام داده، ۸۵٪ از اونا گفتن که سازمانشون از زمان شروع همه گیری، به میزان زیادی دیجیتالی شده، و ۳۵٪ هم زنجیره تأمین خودشون رو دیجیتالی کردن.
اما این تغییرات همیشه به نفع همه کارمندها نبوده، یا حداقل به نفع همشون نبوده. برای اینکه سازمانها بتونن این پیشرفت دیجیتال رو حفظ کنن، باید به جای تمرکز روی فرآیندها، بیشتر به آدمها توجه کنن و تجربه دیجیتال کارمندان رو اولویت بدن.
توی دنیای کار امروزی، تکنولوژی دیجیتال همه جا هست. یه نظرسنجی دیگه از ۱۰۰ مدیر IT نشون داده که ۷۸٪ از کارمندها برای ارتباط برقرار کردن، به طور میانگین از ۶ تا ۱۰ ابزار دیجیتال استفاده میکنن. این ممکنه باعث بشه که تصویری از یه کارمند اداری که زیر فشار کاره توی ذهن بیاد، اما جالبه بدونی که خیلی از کارمندهای خط مقدم هم وابسته به این ابزارها شدن، از کارکنان انبار گرفته تا رانندههای تاکسی اینترنتی. حتی اونایی که پشت میز نمیشینن هم باید از تکنولوژی استفاده کنن تا اخبار شرکت رو بخونن یا کارهای ساده ای مثل ثبت ساعت کاریشون رو انجام بدن.
در نتیجه، بخش بزرگی از تجربه کاری روزانه کارمندها، تحت تأثیر تعاملاتشون با تکنولوژی شرکت قرار گرفته. تجربه دیجیتال کارمندان، یا همون Digital Employee Experience، همون تجربه ایه که کارمندها از کار با ابزارهای دیجیتالِ شرکت دارن.
DEX در واقع یه بخش از تجربه کلی کارمنده (EX). به طور سنتی، تجربه کارمند بیشتر به حوزه منابع انسانی مربوط میشد، ولی حالا خیلی از بخشهای دیگه شرکت هم توش نقش دارن.

همون طور که تجربه مشتری (CX) مجموعه ای از تجربه هاییه که یه مصرف کننده با یه برند داره، تجربه کارمند هم مجموعه ای از تجربه هایی هست که یه کارمند توی یه شرکت داره. هر ساله صدها میلیارد دلار تو دنیا صرف بهبود تجربه مشتری میشه، ولی تو سالهای اخیر، توجه به تجربه کارمند هم افزایش پیدا کرده و تبدیل به یه اولویت داخلی شده.
حالا مدیران IT، ارتباطات و منابع انسانی دارن به این نکته پی میبرن که کارمندها همون "مشتری ها"ی محیط کاری دیجیتال هستن. اونا زمان محدودی توی محل کار دارن و با کلی درخواستهای مختلف روبرو میشن. برای اینکه بتونن به خوبی توی کارشون درگیر بشن، باید توی زمان مناسب و با ابزار مناسب بهشون دسترسی پیدا کرد؛ درست مثل مشتری ها.
وقتی کارمندها تجربه خوبی از محیط کارشون داشته باشن، بیشتر درگیر کار میشن و این موضوع کلی به نفع سازمان هاست. طبق تحقیقی که گالوپ انجام داده، تیم هایی که کارمندهاشون خیلی درگیر کار هستن، 41٪ کمتر غیبت میکنن و 17٪ هم بهره وری شون بیشتره.
اما چه چیزایی لازمه تا بتونیم تجربه کاری رو ایجاد کنیم که این اهداف تجاری رو محقق کنه؟
برای آشنایی بیشتر با مفهوم تجربه کارمند و تأثیرات آن بر محیط کار، پیشنهاد میکنیم مقاله کامل ما در این زمینه رو بخونی. اینجا کلی نکات کاربردی و جذاب رو برات توضیح دادیم!
چه کسب وکارهای کوچک باشن و چه شرکتهای بزرگ، الان بیشتر کسب وکارها به یه نیروی کار ترکیبی متکی هستن که شامل نقشهای مختلفی میشه، از کارکنان خط مقدم گرفته تا کارمندهای پشت میز و کارمندهای موبایلی که در محلهای مختلف کار میکنن. همه گیری کرونا هم تنوع نقشها رو بیشتر کرده و یه تحقیق اخیر نشون داده که مسئولیتهای کارمندان در آینده بیشتر هم تغییر میکنه.
البته این نقشهای مختلف، کارهای متفاوتی دارن و از نرم افزارها و دستگاههای متفاوتی استفاده میکنن، بنابراین تجربه کاربریشون هم میتونه متفاوت باشه. مثلاً یه کارمند که پشت میز نشسته و ویدیوی آموزشی رو توی کامپیوترش میبینه، تجربه ای کاملاً متفاوت با یه راننده تحویل دهنده داره که همون ویدیو رو توی گوشی موبایلش تماشا میکنه. حتی ترجیحات نسلهای مختلف هم میتونه نقش داشته باشه. مثلاً بچههای دهههای ۵۰ و ۶۰ بیشتر به ایمیل وابسته هستن، در حالی که بچههای نسل Z ممکنه ترجیح بدن از پیامهای Slack یا Microsoft Teams استفاده کنن.
این تفاوت نقشها میتونه به مشکلات دیجیتالی مختلفی هم منجر بشه. کارمندهای پشت میز با کلی پیام و «سر و صدای دیجیتال» مواجه میشن و به طور میانگین روزانه ۸۷ ایمیل و ۴۶ نوتیفیکیشن گوشی دریافت میکنن. ممکنه حتی مجبور باشن دستی به سیستمهای مختلف وارد بشن تا اطلاعات مورد نیازشون رو پیدا کنن. از طرف دیگه، کارمندهایی که پشت میز نمیشینن، معمولاً همون امکانات دیجیتالی رو که کارمندهای پشت میز دارن، ندارن و این میتونه باعث بشه نتونن به اطلاعات دسترسی پیدا کنن و بهره وری شون کاهش پیدا کنه.
یه گزارش اخیر از گارتنر توی اجلاس محیط کاری دیجیتال گارتنر اشاره کرده که کارمندها تحت فشار دیجیتالی زیادی هستن:
یه تجربه دیجیتال عالی برای کارمندها، تجربه ایه که برای همه کارمندها به خوبی کار کنه. یعنی باید به همه کاربران دسترسی به همون امکانات و قابلیتها رو بده. حالا از طرف دیگه، هر کارمند با دیگری فرق داره و تجربه دیجیتال باید به طور اختصاصی ابزارها و اطلاعات لازم برای انجام کار خاص هر فرد رو بهش برسونه. این شامل دسترسی به سیستم ها، نرم افزارها، اپلیکیشن ها، منابع تیمی و محتوای شرکتی میشه. به عبارت دیگه، تجربه دیجیتال باید برای هر کارمند شخصی سازی بشه.
شاید این دو تا مورد به نظر متناقض بیان، اما با پیاده سازی تکنولوژیهای مناسب، میتونی هر دو رو با هم عملی کنی.
بهبود تجربه دیجیتال کارمندان کار راحتی نیست. خیلی از شرکتها برای تحول دیجیتال توی فرآیندهای کاری شون، کلی تکنولوژیهای مختلف رو خریداری کردن، اما این کار گاهی اوقات باعث ایجاد اصطکاک و جزیرههای اطلاعاتی برای کاربران شده. برای رفع این چالش ها، باید از دنیای تجربه مشتری (CX) الگو بگیری و از این ویژگیهای فناوریهای بازاریابی (martech) استفاده کنی تا تجربه دیجیتال کارمندها رو مدرن کنی:

تجربه دیجیتال عادلانه تر: تو گذشته، سازمانها بیشتر روی بهبود فرآیندهای کارمندهایی که پشت میز کار میکنن تمرکز داشتن و براشون سرمایه گذاری میکردن. اما اگه بخوایم کارمندهای خط مقدم رو هم به همون اندازه مهم بدونیم، باید تجربه دیجیتال (DEX) براشون هم به همون قدرت و کارایی باشه. این نشون میده که واقعاً برای سازمان ضروری هستن.
بهره وری و رضایت بیشتر کارمندان: تجربه دیجیتال بخش بزرگی از محیط کار امروز رو تشکیل میده و طبیعتاً روی میزان رضایت کارمندان از شغلشون تأثیر زیادی داره. یه تجربه دیجیتال روان و بدون مشکل نه تنها به افزایش بهره وری کارمندان کمک میکنه، بلکه کار رو براشون راحتتر و لذت بخشتر میکنه. طبق یه نظرسنجی از گارتنر در سال ۲۰۲۱، کارمندایی که از اپلیکیشنها راضی بودن، دو برابر بیشتر احتمال داشت که توی سازمان فعلیشون بمونن. ولی متأسفانه، ۴۶٪ از کارمندان در حال حاضر از این وضعیت راضی نیستن.
ایجاد ارزشهای مشترک: یه تجربه دیجیتال یکپارچه میتونه همه اعضای تیم رو به هم وصل کنه و باعث بشه که راحتتر بشه ازشون نظرسنجی کرد و یه حس مشترک از هدف رو بین کارمندان به وجود آورد. این حس مشترک در نهایت میتونه به سازمانها کمک کنه تا به اهداف تجاریشون برسن.
"من همیشه میگم که آدمهای ما منبع مزیت رقابتی ما هستن. اونا داراییهای استراتژیک ما هستن. ما میتونیم استراتژی هایی داشته باشیم، اما اگه آدم هایی نداشته باشیم که به شدت به سازمان علاقه مند باشن و بتونیم دلها و ذهن هاشون رو به دست بیاریم، هیچ چیز نداریم."
— الیزابت آدفیوی، مدیر منابع انسانی، Ingredion
هماهنگی کامل نیروی کار: این ارتباط مداوم باعث میشه که بتونیم کارمندها رو هر جایی که هستن با اطلاعاتی که باید بدونن، به روز کنیم. اینطوری کسب وکارها میتونن توی لحظات بحرانی به موقع به کارمندهاشون اطلاع بدن.
چابکی بیشتر برای سازمان: توانایی دسترسی به کارمندها و درگیر کردن اونا در لحظه، به شرکتها اجازه میده که سریعاً نیروی کارشون رو بسیج کنن و به تغییرات جدید واکنش نشون بدن. مثلاً، توی شروع همه گیری، شرکتی که یه تجربه دیجیتال مدرن و متمرکز بر کارمندان داشته باشه، میتونست سریعاً کارمندهاش رو به رعایت اصول ایمنی جدید راهنمایی کنه.
اطلاعات هوشمندانه از نیروی کار: یه تجربه دیجیتال یکپارچه به سازمانها این امکان رو میده که پاسخ نیروی کارشون رو به محتواهای مختلف در کانالهای مختلف اندازه گیری کنن. اینطوری میتونن بفهمن که کارمندها چطور به ابتکارات مهم واکنش نشون میدن و عمیقتر به روندهای درگیری کارمندان پی ببرن.
افزایش رضایت مشتری: همیشه به طور تجربی میگفتن که رضایت بیشتر کارمندان به بهبود تجربه مشتری (CX) منجر میشه، اما حالا تحقیقات اینو ثابت کرده. طبق یه مطالعه توسط Glassdoor، "یه ارتباط آماری قوی بین رضایت کارمندان و رضایت مشتری توی بزرگترین شرکتهای امروزی وجود داره."
واضحه که یه تجربه دیجیتال مدرن و متمرکز بر کارمندان، هم به نفع سازمان هاست و هم کارمندان، اما ساختن یه همچین تجربه ای نیاز به حمایت از طرف چندین ذینفع داره.
تجربه دیجیتال کارمندان (DEX) چالشهای زیادی داره، چون معمولاً چندین بخش مختلف سازمان درگیرش هستن و هر کدوم هم اهداف خاص خودشون رو دارن:
به خاطر اینکه همه این نقشها در تجربه دیجیتال کارمندان سهیم هستن، سازمانها معمولاً یه تیم بین بخشی تشکیل میدن تا به بهبود DEX کمک کنن.
داشتن یه تجربه دیجیتال بی نقص برای کارمندان خیلی سخت به دست میاد، اما سازمان هایی که موفق به این کار میشن، میتونن از چندین تأثیر مثبت در سراسر شرکت بهره مند بشن:
افزایش درگیری کارمندان: وقتی یه کارمند اطلاعات شخصی سازی شده و مرتبط دریافت میکنه، این میتونه به یه موج از درگیری منجر بشه. محتوایی که با علایقش هماهنگ باشه، اونو بیشتر به کارش علاقه مند میکنه. محتوایی که با ترجیحاتش سازگار باشه، براش معنادارتر به نظر میاد. وقتی هم از اهداف مهم یا تغییرات بزرگ آگاه باشه، حس میکنه که توی جریان کارها قرار داره.
طبق گفته گالوپ، تیمهای کاری با درگیری بالا ۵۹٪ کمتر از تیمهای با درگیری پایین، دچار ترک کار میشن.
محیط کاری دیجیتال با بهره وری بالا: ۷۴٪ از رهبران IT که ما باهاشون صحبت کردیم، موافق بودن که الان کارکنان باید از ابزارهای زیادی استفاده کنن. بهبود تجربه دیجیتال کارمندان باعث میشه که محیط کاری دیجیتال بیشتر هماهنگ و یکپارچه بشه، چون همه اجزای اون رو به هم وصل میکنه.
اینطوری، کارمندان دیگه نیازی ندارن که به صورت دستی به سیستمهای مختلف وارد بشن و بین اونا جابجا بشن. اطلاعات مورد نیازشون از همه سیستمها بهشون میرسه و این امکان رو بهشون میده که سریعتر و کارآمدتر کار کنن.
ارتباطات داخلی مؤثرتر: همون طور که مالکوم گلدول توی اجلاس Attune DEX اشاره کرد، سازمانها برای موفقیت در اقتصاد پس از همه گیری، باید به یه ساختار شبکه ای تبدیل بشن. این یعنی هر کارمند باید توانایی این رو داشته باشه که با شرکت خودش ارتباط برقرار کنه، نه اینکه همه ارتباطات داخلی فقط توی واحد ارتباطات متمرکز باشه.
یه DEX مدرن قابلیتهای ارتباطی چندکاناله ای رو فراهم میکنه تا این ساختار شبکه ای به واقعیت بپیونده. هر کارمند میتونه به هم تیمی هاش دسترسی داشته باشه، بدون توجه به اینکه از کدوم سیستم یا کانال استفاده میکنه، از ایمیل گرفته تا ابزارهای همکاری. همچنین میتونه پیامها رو به کل شرکت ارسال کنه، بدون اینکه نیاز به تخصص حرفه ای توی ارتباطات داشته باشه، و این فشار رو از روی تیمهای ارتباطات برمی داره.
فرهنگ کاری فراگیر: وقتی تجربه دیجیتال کارمندان به درستی پیاده سازی بشه، باید به هر کارمند سهمی در فرهنگ شرکت بده. مدرن سازی تجربه دیجیتال کارمندان به اونا راههای مختلفی میده تا با شرکت خودشون گفتگوی دوطرفه داشته باشن، از جمله نظر دادن درباره اعلامیههای مهم، ارائه بازخورد ناشناس در نظرسنجیها و به اشتراک گذاشتن اولویتهای خودشون.
ارائه راههای متعدد برای بازخورد دادن به گروههای کارمندانی که کمتر نمایندگی دارن هم این فرصت رو میده که صداشون شنیده بشه، از جمله کارمندان با هویتهای کمتر نمایان شده و اعضای تیمهای خط مقدم یا ساعتی.
افزایش بازگشت سرمایه از تکنولوژی: چون یه تجربه دیجیتال عالی همه تکنولوژیهای سازمان رو یکپارچه میکنه، پیدا کردن، استفاده و دسترسی به اطلاعات مورد نیاز برای کارمندان راحتتر میشه. این نه تنها باعث افزایش استفاده و تکرار استفاده میشه، بلکه اصطکاک رو برای کارمندان کمتر میکنه، منجر به کاهش تماسهای پشتیبانی میشه و به کارمندان استقلال بیشتری برای خدمات خودکار میده.
یه DEX که بخش تحلیلی داشته باشه، به تیمهای IT این امکان رو میده که میزان استفاده و درگیری کارمندان رو پیگیری کنن تا بتونن بهینه سازی بیشتری برای بازگشت سرمایه انجام بدن.
با ورود نسلهای جدید به محیط کار، اهمیت تجربه دیجیتال کارمندان روز به روز بیشتر میشه. تا سال ۲۰۲۵، پیش بینی شده که نسلهای Y و Z با هم حدود ۶۴٪ از جمعیت در سن کار جهانی رو تشکیل بدن. این گروهها انتظار دارن که تجربه دیجیتال تو محیط کارشون درست مثل تجربه کاربری که از اپلیکیشنها و سرویسهای مصرفی دارن، ساده و راحت باشه. به ویژه برای نسل Z، روان بودن و بدون مشکل بودن این تجربه یه الزام به حساب میاد و احتمالاً از شرکت هایی که نتونن این انتظار رو برآورده کنن، خوششون نمیاد. به همین خاطر، تجربه دیجیتال کارمندان نقش مهمی در نگه داشتن استعدادهای جوان ایفا خواهد کرد.
جالبتر اینکه، میلنیالها و نسل Z بیشتر احتمال داره که پلتفرمهای دیجیتال رو به عنوان بستر اصلی برای فرهنگ سازمانی در نظر بگیرن و از تکنولوژی انتظار دارن که فرصت هایی برای تعاملات اجتماعی با همکارانشون فراهم کنه. این انتظارات توی دو سال آینده قویتر هم میشه، چون نیروی کار ترکیبی (حضوری و دورکار) به یه ویژگی دائمی در جامعه تبدیل میشه. همین حالا هم خیلی از شرکتهای بزرگ تو سیلیکون ولی دارن دفاتر خودشون رو بازگشایی میکنن و هم زمان به کارمندهاشون گزینه ی کار دائمی از خونه رو هم میدن.

تجربه دیجیتال کارمندان (DEX) به تجربه ای گفته میشه که کارمندان در هنگام استفاده از ابزارها و تکنولوژیهای دیجیتال در محیط کار دارن. این شامل همه چیز از اپلیکیشنها و نرم افزارهای کاری تا ارتباطات و سیستمهای مورد استفاده توی شرکت میشه.
تجربه دیجیتال کارمندان مستقیماً روی بهره وری، رضایت و درگیری کارمندان تأثیر داره. اگه کارمندها از ابزارهای دیجیتال به راحتی و با کارایی استفاده کنن، هم رضایت شغلیشون بالا میره و هم بهره وری شون بیشتر میشه.
برای بهبود DEX باید روی ارائه ابزارها و سیستمهای کاربرپسند، شخصی سازی محتوا و ارتباطات، و ارائه بازخوردهای دوطرفه تمرکز کرد. همچنین، ایجاد یکپارچگی در تکنولوژیهای مختلف و دسترسی آسان به منابع اطلاعاتی هم مهمه.
تجربه دیجیتال خوب میتونه باعث بشه که کارمندان جوانتر احساس رضایت بیشتری از کارشون داشته باشن و بیشتر توی شرکت بمونن. برعکس، اگه تجربه دیجیتال ضعیف باشه، احتمال اینکه کارمندها به دنبال فرصتهای بهتری برن بیشتر میشه.
مدیران میتونن با ارائه بازخوردهای مستمر، بهبود مستمر فرآیندها و حمایت از ارتباطات دوطرفه، به بهبود DEX کمک کنن. اونا باید مطمئن بشن که ابزارها و سیستمهای مورد استفاده به روز و کاربرپسند هستن و کارمندان به راحتی میتونن ازشون استفاده کنن.
با ایجاد دسترسی برابر به همه ابزارها و سیستمهای دیجیتال برای تمام کارمندان، از جمله کارمندان خط مقدم و دورکار، میتونیم تجربه دیجیتال عادلانه ای فراهم کنیم. این شامل ارائه آموزشهای مناسب و اطمینان از دسترسی به منابع اطلاعاتی برای همه میشه.
با ورود نسلهای جدید به نیروی کار و تغییرات در شیوههای کاری مثل کار از راه دور، تجربه دیجیتال کارمندان اهمیت بیشتری پیدا میکنه. شرکت هایی که بتونن یه تجربه دیجیتال عالی فراهم کنن، در جذب و نگهداشت استعدادها موفقتر خواهند بود.
تجربه دیجیتال کارمندان مدتیه که مورد توجه مدیران IT، ارتباطات و منابع انسانی قرار گرفته، اما اتفاقات سالهای گذشته باعث شده که این موضوع به یه اولویت سازمانی تبدیل بشه. با توجه به سرعت بالای تغییرات تکنولوژیکی و انتظارات رو به افزایش برای رضایت کارمندان، تجربه دیجیتال کارمندان میتونه نقش تعیین کننده ای در موفقیت شرکتها در آینده داشته باشه.
دوره الفبای برنامه نویسی با هدف انتخاب زبان برنامه نویسی مناسب برای شما و پاسخگویی به سوالات متداول در شروع یادگیری موقتا رایگان شد: