تصور کن برنامه یه روزتو مرور میکنی و میبینی یه عالمه کار رو دستته؛ پروژههای کاری، خرید خونه، تمرینات ورزشی و حتی وقت گذروندن با دوستان. همه این کارها نیاز به برنامه ریزی دقیق دارن و اگه بدون یه سیستم منظم پیش بری، خیلی راحت ممکنه همه چیز به هم بریزه و نتونی به همه شون برسی. اینجاست که متدولوژیها و روشهای مدیریت پروژه به کمکت میاد.
توی مقاله "کانبان (Kanban) چیست؟" اومدیم و با روش کانبان به کارهامون نظم دادیم، ولی این بار میخوایم با یکی از قدیمیترین و معروفترین این روش ها، یعنی متدولوژی Waterfall یا همون "آبشاری" آشنا بشیم.
اول باید بفهمیم که این متدولوژی چیه، چرا و چطوری به وجود اومده، چطور کار میکنه و چه مزایا و معایبی داره. توی این مقاله با مثالهای جذاب و ساده بهت نشون میدیم که چطور میتونی از این روش استفاده کنی و به کارات نظم بدی. پس با ما همراه باش تا با دنیای جذاب متدولوژی Waterfall آشنا بشی.
Waterfall یه متدولوژی مدیریت پروژه ست که کارها رو به صورت مراحل متوالی و پشت سر هم انجام میده. یعنی هر مرحله باید کامل بشه تا بتونیم به مرحله بعدی بریم. این متدولوژی به خاطر سادگی و نظم خاص خودش، توی پروژههای مختلف از جمله نرم افزار و ساخت و ساز خیلی محبوبه. مراحل Waterfall معمولاً به این صورت هستن:

توی این مرحله، نیازمندیهای پروژه رو مشخص میکنیم. یعنی باید بفهمیم که دقیقاً چه چیزهایی از پروژه میخوایم. این شامل مصاحبه با کاربرها، بررسی مدارک و مستندات، و تحلیل نیازمندی هاست. همه چیز باید مشخص بشه که هیچ چیزی از قلم نیفته و بعداً دچار مشکل نشیم.
بعد از اینکه نیازمندیها رو مشخص کردیم، نوبت به طراحی سیستم میرسه. توی این مرحله، باید برنامه کلی سیستم رو بریزیم. این شامل طراحی معماری سیستم، تعیین اجزای اصلی و ارتباطات بین اوناست. هدف اینه که یه نقشه کلی داشته باشیم که بدونیم چطوری باید سیستم رو بسازیم.
حالا که نقشه کلی رو داریم، نوبت به پیاده سازی میرسه. توی این مرحله، کدنویسی و پیاده سازی سیستم انجام میشه. هر کدوم از اجزا رو یکی یکی پیاده سازی میکنیم و مطمئن میشیم که همه چیز درست کار میکنه. این مرحله معمولاً طولانیترین مرحله ست چون نیاز به دقت و حوصله زیادی داره.
بعد از پیاده سازی، باید سیستم رو تست کنیم. توی این مرحله، سیستم رو بررسی میکنیم که مطمئن بشیم همه چیز درست کار میکنه و هیچ باگی وجود نداره. این شامل تستهای واحد، تستهای یکپارچگی و تستهای نهایی میشه. اگه مشکلی پیدا بشه، باید برگردیم و اون رو اصلاح کنیم.
وقتی مطمئن شدیم که سیستم بدون مشکل کار میکنه، نوبت به استقرار میرسه. توی این مرحله، سیستم رو راه اندازی و به کاربر تحویل میدیم. این شامل نصب و راه اندازی سیستم، آموزش کاربران و فراهم کردن پشتیبانیهای لازم میشه.
حتی بعد از استقرار، کارمون تموم نمیشه. سیستم نیاز به نگهداری و به روزرسانی داره. توی این مرحله، مشکلاتی که بعداً پیش میان رو حل میکنیم و سیستم رو بهبود میدیم. این کار باعث میشه که سیستم همیشه به روز و کارآمد بمونه.
فرض کن میخوای یه کیک بپزی. مراحل کار میتونه به این صورت باشه:
اول از همه باید همه مواد اولیه رو آماده کنی. مثلاً آرد، شکر، تخم مرغ، شیر و غیره. این مرحله مثل تحلیل نیازمندیها توی Waterfall میمونه. باید بدونی که دقیقاً چی لازم داری و همه چیز رو آماده کنی.
بعد از اینکه مواد رو آماده کردی، نوبت به مخلوط کردنشون میرسه. همه مواد رو با هم مخلوط میکنی تا یه مایع کیک درست بشه. این مرحله شبیه طراحی سیستم توی Waterfall هست. باید بدونی که مواد رو چطوری با هم ترکیب کنی تا بهترین نتیجه رو بگیری.
حالا که مایع کیک آماده ست، باید بذاریش توی فر تا بپزه. این مرحله مثل پیاده سازی توی Waterfall هست. یعنی باید کیک رو به صورت واقعی درست کنی و بذاری بپزه.
بعد از پختن کیک، باید تستش کنی که مطمئن بشی خوب پخته. این مرحله شبیه تست توی Waterfall هست. باید ببینی که آیا کیک خوب شده یا نه و اگه نیاز به اصلاح داره، اصلاحش کنی.
حالا که مطمئن شدی کیک درست شده، میتونی سروش کنی. این مرحله مثل استقرار توی Waterfall هست. کیک رو برای خوردن آماده میکنی و به دیگران میدی.
اگه کیک اضافه موند، باید نگهداریش کنی. مثلاً بذاریش توی یخچال. این مرحله شبیه نگهداری توی Waterfall هست. باید مطمئن بشی که کیک خوب میمونه و خراب نمیشه.
همون طور که میبینی، هر مرحله باید کامل بشه تا بتونی به مرحله بعدی بری. این دقیقاً مفهوم Waterfall رو نشون میده. هر مرحله به مرحله بعدی وابسته ست و باید با دقت انجام بشه تا نتیجه نهایی خوب باشه.

اولین بار "هربرت دی. بنینگتون" (Herbert D. Benington) توی یه کنفرانس به اسم "Symposium on Advanced Programming Methods for Digital Computers" در 29 ژوئن 1956، درباره استفاده از مراحل مختلف توی مهندسی نرم افزار صحبت کرد. این ارائه مربوط به توسعه نرم افزار برای سیستم SAGE بود. بعداً تو سال 1983، این مقاله دوباره منتشر شد و بنینگتون توی مقدمه اش توضیح داد که مراحل کار به صورت عمدی و با توجه به تخصصهای مختلف ترتیب بندی شده بودن و این کار همیشه به ترتیب از بالا به پایین انجام نمیشده، بلکه گاهی به یه نمونه اولیه هم بستگی داشته.
با اینکه توی اون مقاله اصطلاح "آبشاری" استفاده نشده بود، اما اولین نمودار رسمی و دقیق از این فرآیند که بعدها به اسم مدل آبشاری شناخته شد، معمولاً به یه مقاله از "وینستون دبلیو. رویس" (Winston W. Royce) در سال 1970 نسبت داده میشه. خود رویس هم معتقد بود که این مدل نقصهای بزرگی داره، چون تست کردن فقط در آخرین مرحله انجام میشه و این رو "ریسکی و مستعد شکست" توصیف کرده بود. رویس پنج مرحله دیگه رو معرفی کرد که به نظرش برای کم کردن ریسکهای توسعه لازم بودن.
این پنج مرحله اضافی شامل موارد زیر بود:
مراحل اضافی رویس هیچ وقت مورد توجه قرار نگرفتن، ولی نموداری که رویس از فرآیند آبشاری کشیده بود، تبدیل به نقطه شروع توصیف این روش شد. اولین بار ممکنه اصطلاح "آبشاری" توی یه مقاله در سال 1976 توسط "بل و تِیر" (Bell and Thayer) استفاده شده باشه.
حالا بیایید با هم یه نگاه دقیقتر به این مراحل بندازیم و ببینیم چطوری این مدل کار میکنه و چرا اینقدر معروف شده.
مدل آبشاری، مثل یه آبشار که از بالا به پایین میاد، مرحله به مرحله پیش میره. هر مرحله باید تموم بشه تا بتونیم بریم سراغ مرحله بعدی. اینطوری مطمئن میشیم که همه چیز به ترتیب و درست انجام میشه. این روش مخصوصاً برای پروژه هایی که نیازمندی هاشون از اول مشخص و تغییر نمیکنه خیلی خوبه.
اما از طرف دیگه، اگه نیازمندیها تغییر کنه یا وسط کار بفهمیم چیزی رو اشتباه فهمیدیم، مدل آبشاری خیلی انعطاف پذیری نداره و اصلاحات میتونه زمان و هزینه زیادی ببره. برای همین هم رویس تو مقاله اش گفت که این مدل نقصهای خودش رو داره و نیاز به مراحل اضافی برای کاهش ریسکها داره.
با این حال، مدل آبشاری هنوز هم توی پروژههای مختلف استفاده میشه و یکی از پایههای اصلی مهندسی نرم افزاره.
روش واترفال سادگی و نظم خوبی داره و کمک میکنه که پروژهها رو به موقع و با کیفیت تحویل بدی. اما انعطاف پذیری کمی داره و ممکنه هزینه و زمان بیشتری ببره. اگه نیازمندیهای پروژه ثابت و مشخص باشن، Waterfall میتونه گزینه خوبی باشه. اما اگه نیازمندیها ممکنه تغییر کنن، بهتره به روشهای دیگه مثل Agile فکر کنی. در ادامه مزایا و معایب متدولوژی آبشاریو داریم.

حالا که با متدولوژی Waterfall آشنا شدیم، وقتشه که یه مقایسه کامل و مفصل بین Waterfall و چند تا از روشهای مدرنتر مثل Agile، Scrum و Kanban داشته باشیم. هر کدوم از این روشها مزایا و معایب خودشون رو دارن و بسته به نوع پروژه و نیازهای تیم میتونن انتخاب بشن.
فرض کن داری یه بازی کامپیوتری میسازی. توی روش Waterfall، اول همه نیازمندیها رو مشخص میکنی، بعد طراحی میکنی، کدنویسی میکنی، تست میکنی و در نهایت بازی رو منتشر میکنی. ولی توی روش Agile، بازی رو به صورت تکه تکه میسازی و هر تکه رو به صورت مستقل تست و منتشر میکنی. اینطوری اگه مشکلی پیش بیاد، سریعتر میتونی بهش واکنش نشون بدی و اصلاحش کنی.
همون طور که گفتیم Waterfall یه روش سنتی برای مدیریت پروژه ست که توی اون کارها به صورت مراحل متوالی و پشت سر هم انجام میشن. این روش بیشتر برای پروژه هایی مناسبه که نیازمندیها از اول مشخص و ثابت باشن.
Agile یه روش چابکه که توی اون کارها به صورت تکراری و تدریجی انجام میشن. توی Agile تیمها میتونن به سرعت به تغییرات واکنش نشون بدن و کارها رو به صورت تکراری انجام بدن.
شاید این مقاله هم برات جذاب باشه: "Agile چیست و چگونه میتواند به کسب وکار شما کمک کند؟"
فرض کن داری یه نرم افزار مدیریت پروژه میسازی. توی روش Waterfall، اول همه نیازمندیها رو مشخص میکنی، بعد طراحی میکنی، کدنویسی میکنی، تست میکنی و در نهایت نرم افزار رو منتشر میکنی. ولی توی Scrum، پروژه رو به چندین اسپرینت تقسیم میکنی و توی هر اسپرینت یه بخش از نرم افزار رو طراحی، کدنویسی، تست و ارائه میکنی. اینطوری توی پایان هر اسپرینت یه نسخه قابل استفاده از نرم افزار داری.
همون طور که گفتیم، Waterfall یه روش خطی و مرحله ایه که توی اون کارها به ترتیب انجام میشن و هر مرحله باید کامل بشه تا بتونیم به مرحله بعدی بریم.
Scrum یکی از متدولوژیهای Agile هست که توی اون کارها به صورت دورههای زمانی کوتاه (اسپرینت) انجام میشن. هر اسپرینت معمولاً بین یک تا چهار هفته طول میکشه و تیم در پایان هر اسپرینت یه نسخه قابل ارائه از محصول داره.
فرض کن داری یه سایت فروش آنلاین میسازی. توی روش Waterfall، اول همه نیازمندیها رو مشخص میکنی، بعد طراحی میکنی، کدنویسی میکنی، تست میکنی و در نهایت سایت رو منتشر میکنی. ولی توی Kanban، کارها رو به صورت کارت هایی روی یه تابلو نمایش میدی و به ترتیب اولویت انجام میدی. اینطوری اگه نیازمندیها تغییر کنن یا مشکلاتی پیش بیاد، میتونی به سرعت بهشون واکنش نشون بدی و اصلاحشون کنی.
Waterfall یه روش مرحله ای و ثابت برای مدیریت پروژه ست که توی اون کارها به ترتیب انجام میشن و هر مرحله باید کامل بشه تا بتونیم به مرحله بعدی بریم.
Kanban یه روش بصری برای مدیریت کارهاست که توی اون کارها به صورت کارت هایی روی یه تابلو نمایش داده میشن. توی Kanban کارها به صورت پیوسته انجام میشن و تیم میتونه به سرعت به تغییرات واکنش نشون بده.
ویژگی/روش | Waterfall | Agile | Scrum | Kanban |
|---|---|---|---|---|
نوع فرآیند | خطی و مرحله ای | تکراری و تدریجی | تکراری و تدریجی | پیوسته و بصری |
انعطاف پذیری | کم | بالا | بالا | بالا |
زمان بندی | طولانی و ثابت | کوتاه و متغیر | کوتاه و متغیر | بدون زمان بندی مشخص |
تعامل با مشتری | کم | زیاد | زیاد | متوسط |
مدیریت تغییرات | سخت | راحت | راحت | راحت |
مستندسازی | جامع و کامل | حداقل | حداقل | حداقل |
تست کردن | در پایان | مداوم و در هر مرحله | در پایان هر اسپرینت | مداوم و در هر مرحله |
قابلیت مشاهده پیشرفت | کم | بالا | بالا | بالا |
هر کدوم از این روشها بسته به نوع پروژه و نیازهای تیم میتونن انتخاب بشن:
در نهایت، بهترین روش رو باید با توجه به نیازهای خاص پروژه ت انتخاب کنی. امیدوارم این مقایسه بهت کمک کنه تا بهترین تصمیم رو برای مدیریت پروژه هات بگیری.
استفاده از ابزارهای مناسب میتونه اجرای مدل Waterfall رو راحتتر و مؤثرتر کنه. این ابزارها به مدیریت بهتر پروژه، مستندسازی دقیقتر و پیگیری پیشرفت کمک میکنن. بیایید نگاهی به چند تا از مهمترین ابزارهایی که میتونی برای اجرای پروژههای Waterfall استفاده کنی، بندازیم:
یکی از معروفترین و پراستفادهترین ابزارها برای مدیریت پروژههای Waterfall، Microsoft Project هست. این نرم افزار قابلیتهای زیادی برای برنامه ریزی، زمان بندی، تخصیص منابع و پیگیری پیشرفت پروژه داره. میتونی گانت چارت (Gantt Chart) بسازی و ببینی که هر فعالیت در چه زمانی باید انجام بشه و چقدر طول میکشه.
GanttPRO یه ابزار آنلاین دیگه ست که بهت کمک میکنه گانت چارتهای حرفه ای بسازی. این ابزار بسیار کاربرپسنده و میتونی به راحتی زمان بندی ها، وظایف و منابع رو مدیریت کنی. همچنین میتونی تیمهای مختلف رو به پروژه اضافه کنی و وظایف رو بین اعضای تیم تقسیم کنی.
Wrike یه ابزار مدیریت پروژه آنلاین هست که برای پروژههای Waterfall هم مناسبه. توی Wrike میتونی وظایف رو تعریف کنی، زمان بندیها رو مشخص کنی و پیشرفت پروژه رو پیگیری کنی. این ابزار قابلیتهای خوبی برای همکاری تیمی و مستندسازی داره.
Smartsheet یه ابزار آنلاین شبیه به Excel هست که برای مدیریت پروژهها به کار میره. این ابزار قابلیت هایی مثل ایجاد گانت چارت، تخصیص منابع، پیگیری پیشرفت و مستندسازی داره. همچنین میتونی فرمهای سفارشی بسازی و دادهها رو به صورت خودکار جمع آوری کنی.
JIRA یکی از ابزارهای معروف برای مدیریت پروژههای نرم افزاری هست. با این که بیشتر برای متدولوژیهای چابک مثل Agile و Scrum استفاده میشه، اما میتونی ازش برای پروژههای Waterfall هم استفاده کنی. توی JIRA میتونی وظایف رو تعریف کنی، زمان بندیها رو مشخص کنی و پیشرفت پروژه رو پیگیری کنی.
Asana یه ابزار آنلاین دیگه ست که برای مدیریت پروژههای Waterfall هم مناسبه. توی Asana میتونی وظایف رو به صورت لیست یا تابلو نمایش بدی، زمان بندیها رو مشخص کنی و پیشرفت پروژه رو پیگیری کنی. این ابزار قابلیتهای خوبی برای همکاری تیمی داره و میتونی تیمهای مختلف رو به پروژه اضافه کنی.
اگه دوست داری بیشتر با جیرا و آسانا آشنا بشی یه سر به مقالههای "Jira چیست؟" و "Asana چیست؟" بزن.
ابزارهای مختلفی برای مدیریت پروژههای Waterfall وجود داره که هر کدوم قابلیتها و ویژگیهای خودشون رو دارن. انتخاب ابزار مناسب بستگی به نیازهای خاص پروژه و تیم داره. مهم اینه که ابزاری رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه پروژه ت رو بهتر مدیریت کنی، مستندسازی کنی و پیشرفت رو به خوبی پیگیری کنی. با استفاده از این ابزارها میتونی مطمئن بشی که پروژه به موقع و با کیفیت تحویل داده میشه.

Waterfall یه روش مدیریت پروژه ست که کارها رو به صورت مراحل متوالی و پشت سر هم انجام میده. هر مرحله باید کامل بشه تا بتونیم به مرحله بعدی بریم.
ساده و منظم بودن، مدیریت راحتتر و مستندسازی کامل از جمله مزایای این روش هستن.
انعطاف پذیری کم، هزینه و زمان زیاد و مشکل در پیش بینی مشکلات از معایب این روش هستن.
Waterfall بیشتر برای پروژه هایی مناسبه که نیازمندی هاشون ثابت و مشخصه، مثل پروژههای ساخت و ساز و پروژههای دولتی.
بله، ولی بهتره برای پروژههای کوچیک و سریع از روشهای چابک مثل Agile استفاده کنی.
همون طور که گفتیم متدولوژی Waterfall یکی از قدیمیترین و معروفترین روشهای مدیریت پروژه ست که بهت کمک میکنه کارها رو به ترتیب و با نظم انجام بدی. این روش مزایا و معایب خودش رو داره و بیشتر برای پروژه هایی مناسبه که نیازمندی هاشون ثابت و مشخصه. اگه دنبال یه روش ساده و منظم برای مدیریت پروژه هات هستی، حتماً یه بار Waterfall رو امتحان کن.
دوره الفبای برنامه نویسی با هدف انتخاب زبان برنامه نویسی مناسب برای شما و پاسخگویی به سوالات متداول در شروع یادگیری موقتا رایگان شد: